علت واقعی ترس کودکان چیست؟ دلیل پشت پرده ترس از تاریکی، هیولا، و تنهایی

اکثر والدین فکر میکنند علت ترس کودکان را میدانند؛ اما در 90% مواقع، اشتباه میکنند! وقتی کودک می‌ترسد، ما بزرگترها معمولا میگوییم :«ترس نداره که بابا!» اما واقعیت این است که ترس کودکان یک پیام مخفی است؛ یعنی: «مامان، بابا، کمکم کن؛ من هنوز جهان را نمیشناسم!» قبل از این که به دنبال راه حل […]

آنچه خواهید خواند...

اکثر والدین فکر میکنند علت ترس کودکان را میدانند؛ اما در 90% مواقع، اشتباه میکنند! وقتی کودک می‌ترسد، ما بزرگترها معمولا میگوییم :«ترس نداره که بابا!» اما واقعیت این است که ترس کودکان یک پیام مخفی است؛ یعنی: «مامان، بابا، کمکم کن؛ من هنوز جهان را نمیشناسم!»

قبل از این که به دنبال راه حل برای ترس و وحشت کودکان بگردیم، باید بفهمیم اصلا چرا یک موجود کوچک، این همه ترس بزرگ دارد؟ در این مطلب، دلیل ترس کودکان را از دیدگاه روانشناسان معروف میخوانیم تا بفهمیم پشت پرده‌ی ترس از تاریکی، ترس از هیولا، ترس از جدایی، ترس از صدای بلند و… چه چیزی در دل کودک دلبندتان می‌گذرد.

دلایل ترس کودکان و افشای پیام پنهان پشت آن‌ها

ترس‌های کودکان معمولاً دو ریشه‌ی مشخص دارند: «نداشتن اطلاعات کافی» و «ناتوانی مغز کودک در پردازش درست محیط». هر ترس فقط یک نشانه است؛ پس قبل از اینکه به دنبال راه‌حل بگردیم، باید ببینیم این نشانه‌ها می‌خواهند چه چیزی را به ما بگویند. هر ترس یک جور پیام است؛ پیام اینکه کودک کجای کار هنوز بلد نیست، یا چه چیز برایش مبهم مانده است.

در ادامه، دلیل هر ترس کودکان را جدا توضیح می‌دهیم تا روشن شود دقیقاً از کجا می‌آید و ما چطور می‌توانیم کمک کنیم.

1. علت ترس از تاریکی در کودکان چیست؟ دلایل ترس کودک از ناشناخته‌ها و «ندیدن»

ترس از تاریکی یکی از رایج‌ترین ترس‌ها بین بچه‌هاست، اما کمتر کسی می‌داند که بیشتر کودکان از تاریکی نمی‌ترسند؛ آن‌ها از ندیدن و ندانستن می‌ترسند. وقتی چراغ خاموش است، کودک نمی‌داند اطرافش چه خبر است. برای همین هر صدایی برایش بزرگ‌تر، تیزتر و ترسناک‌تر می‌شود، چون هیچ تصویر مشخصی برای تطبیق ندارد. در چنین موقعیتی، ترس کودک از تاریکی در واقع یک اضطراب از ناشناخته‌هاست، نه ترس از خودِ تاریکی.

برای کودک، تاریکی یعنی «نبود اطلاعات». وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شود، کودک فقط روشنایی را از دست نمی‌دهد؛ بلکه احساس کنترل روی محیط را از دست می‌دهد. او نمی‌داند در اتاق چه چیزی هست و چه چیزی نیست، و دقیقاً همین ندانستن باعث می‌شود ذهنش سریع شروع کند به پر کردن جای خالی با حدس‌های ترسناک. به همین دلیل است که یک سایه‌ی سادهٔ لباس، در ذهن کودک تبدیل به چیزی عجیب و ترسناک می‌شود.

راه رفع ترس از تاریکی در کودکان

بیشتر والدین وقتی کودک می‌ترسد، سریع می‌گویند: «نترس عزیزم، چیزی نیست!» اما این جمله در ذهن کودک یعنی «احساس تو مهم نیست». کودک برای کاهش ترس شبانه به توضیح نیاز دارد، نه دلداری. پس به جای دلداری‌های کلیشه‌ای، به او «اطلاعات» بدهید. کودک باید بفهمد چرا از تاریکی می‌ترسد. به او بگویید: «وقتی تاریکه، چشمات خوب نمی‌بینه. من کنارتم تا اتاقت رو بهتر بشناسی.»

سپس قبل از خاموش کردن چراغ، اتاق را با هم بررسی کنید. برای بچه، تاریکی یعنی «نمی‌دونم چی کجاست». همین ندانستن، ریشه بسیاری از دلایل ترس کودک است. وقتی چند دقیقه قبل از خواب همراهش اتاق را نگاه می‌کنید، به او نشان می‌دهید که همه‌چیز همان چیزهای همیشگی است و با تاریکی هیچ اتفاق تازه‌ای اضافه نمی‌شود. 

وقتی کنار در، گوشه‌ها و زیر تخت را با هم چک می‌کنید، کودک محیطش را می‌شناسد. همین شناخت ساده باعث می‌شود ذهنش کمتر سراغ خیال‌سازی و ساختن سناریوهای ترسناک برود. این چند دقیقه وقت گذاشتن برای کودک یعنی: «شب امنه، چون می‌دونم این اتاق چیه و چی توشه.»

2.علت ترس از موجودات خیالی در کودکان: وقتی تخیل کودک از واقعیت جلو می‌زند (دلایل ترس کودک و اضطراب شبانه)

بچه‌ها تا چند سال اول زندگی مرز محکم و ثابتی بین «چیزی که فکر می‌کنم» و «چیزی که واقعاً هست» ندارند. به همین دلیل اگر گوشه‌ اتاق سایه‌ای باشد یا پرده کمی حرکت کند، مغزشان دنبال توضیح می‌گردد. مغز کودک، چون اطلاعات کافی ندارد، به سراغ قوی‌ترین ابزارش می‌رود: «تخیل!» 

تخیلِ کودک، اگر تنها بماند، خیلی سریع از یک چین‌وچروک روی پرده، «هیولا»، «روح» یا «آدم عجیب» می‌سازد. این تصاویر برای کودک فقط موجودات خیالی نیستند؛ بلکه نشانه‌ی یک نیاز پنهان هستند. نیاز پنهان آن‌ها این است: «بهم بگو این دنیا امنه. من هنوز بلد نیستم همیشه فرق واقعیت با خیال رو درست بفهمم.»

چطور ترس کودک از موجودات خیالی را کم کنیم؟

 برای کاهش ترس کودک از موجودات خیالی، به او نگویید «هیچ‌چیزی نیست». به جای این جمله بگویید: «می‌فهمم ترسیدی. بیا با هم ببینیم این چیزی که فکر کردی چی بوده.» سپس همراه کودک «منبع ترس» را بررسی کنید. برای مثال، اگر کودکتان از هیولای خیالی می‌ترسد، همان جایی را که از آن می‌ترسد با هم نگاه کنید.

 وقتی کنار پرده یا گوشه اتاق می‌روید و کودک می‌بیند هیچ موجود جدیدی آنجا نیست، مغزش یک پیام مهم دریافت می‌کند: «ترس من از ذهنم آمده بود، نه از اتاق.» اگر این تجربه چند بار تکرار شود، کودک یاد می‌گیرد قبل از اینکه بترسد، کمی فکر کند. در نتیجه، اضطراب و خیال‌سازی شبانه او کمتر می‌شود.

یک راه دیگر برای کاهش ترس کودکان از موجودات خیالی، این است که تخیل را علیه ترس استفاده کنید. همان چیزی که هیولا را ساخته، می‌تواند هیولا را خنثی کند: تخیل. پس یک راه‌حل برای کاهش ترس کودک از تاریکی و موجودات خیالی این است که با کودک «داستان خنثی‌سازی» بسازید.

مثلاً: «هیولاها از نور چراغ خواب خوششون نمیاد، واسه همین نزدیک نمی‌شن.» یا: «این اسپری ضدترسه، بو که بده هیولاها می‌رن.» این روش ساده، تخیل کودک را از دشمن، تبدیل به ابزار کنترل می‌کند.

3. علت ترس از تنها خوابیدن در کودکان: وقتی چراغ امنیت خاموش می‌شود (دلایل ترس شبانه و اضطراب جدایی در کودکان)

وقتی شما کنار کودکتان هستید، حتی چیزهای ساده‌ای مثل صدای نفس‌کشیدن‌تان یا حرکت روی تخت برای او حکم «اطمینان لحظه‌ای» دارد. مغز بچه با همین نشانه‌های کوچک می‌فهمد که اوضاع تحت کنترل است. اما وقتی اتاق را ترک می‌کنید، همه‌ی این علامت‌ها یک‌جا حذف می‌شود. برای شما فقط رفتن به آشپزخانه است؛ برای او یعنی قطع شدن تمام سرنخ‌هایی که با آن‌ها محیط را می‌فهمید. 

همین «بی‌اطلاعی ناگهانی» یکی از اصلی‌ترین دلیل‌های ترس از تنها خوابیدن است. برای یک کودک، تنها خوابیدن یعنی: «اگر اتفاقی افتاد، قبل از اینکه بفهمم چی شده، هیچ‌کس نزدیکم نیست.» مغز او هنوز آن‌قدر رشد نکرده که بتواند صداها را درست تفسیر کند یا خودش را آرام کند. بنابراین صدای کوچک بزرگ می‌شود، سایه معمولی عجیب می‌شود و هر چیزی «شبیه خطر» به نظر می‌رسد؛ چون او هنوز بلد نیست بین واقعی و غیرواقعی فرق بگذارد.

ترس کودک از تنهایی در شب، بیشتر از اینکه یک «ترس شخصی» باشد، یک «کمبود ابزار» است. ابزارهایی مثل:

  • توانایی آرام‌کردن خودش
  • توانایی تفسیر صداها
  • شناختن الگوی خواب شبانه
  • فهمیدن اینکه جدایی موقت است، نه دائمی

وقتی به کودک می‌گوییم «تو باید تنها بخوابی»، ما داریم درباره‌ی یک مهارت حرف می‌زنیم؛ اما او حرف ما را این‌طور ترجمه می‌کند: «اگر بترسم، کسی نزدیکم نیست.»

همین برداشت ساده چرخه‌ی اضطراب شبانه را فعال می‌کند. اگر هر بار بیرون رفتن از اتاق برای او مثل قطع شدن دنیا باشد، مهم نیست چقدر با او حرف بزنید؛ مغزش هنوز بلد نیست چند دقیقه اول را تحمل کند. راه‌حل اینجاست که به او یاد بدهیم «جدایی قابل‌پیش‌بینی است» و شما حتماً بازمی‌گردید.

راه حل رفع ترس کودک از تنهایی

برای رفع ترس بچه ها از تنهایی، قبل از خروج از اتاق، یک نشانهٔ ثابت بگذارید تا کودک احساس نکند ناگهان تنها شده است. توصیه می‌کنیم یک «ردّ حضور» ساده و ثابت بگذارید. برای مثال:

  • اگر دستگاه بخور یا فن کم‌صدا دارید، روشنش کنید. صدای یکنواخت آن به کودک آرامش می‌دهد و اجازه نمی‌دهد اتاق بعد از رفتن شما «خالی» به نظر برسد. 
  • یک پارچه یا بالش کوچک با بوی خودتان کنار تخت او بگذارید. بو برای بسیاری از بچه‌ها یکی از قوی‌ترین نشانه‌های امنیت است و کمک می‌کند در تاریکی و تنهایی اضطراب کمتری داشته باشند. 
  • از یک نور بسیار ملایم استفاده کنید. نور قوی اضطراب را بیشتر می‌کند، اما نور ثابت و کم‌نور به کودک احساس کنترل می‌دهد. 

هدف این است که اتاق بعد از خروج شما برای کودک ناگهان «ساکت و تهی» نشود. این کار ساده یکی از مؤثرترین روش‌ها برای کاهش ترس کودک از تنهایی در شب است.

4. علت ترس از صدای بلند در کودکان؛ وقتی مغز فرصت «فهمیدن» پیدا نمی‌کند (دلایل ترس ناگهانی و اضطراب شنیداری کودکان)

ترس کودک از صدای بلند معمولاً به این دلیل نیست که صدا ترسناک است؛ مشکل این است که مغز کودک هنوز نمی‌تواند سریع تشخیص بدهد این صدا خطر دارد یا نه. سیستم عصبی کودک هنوز خام است و هر صدای ناگهانی مثل درِ محکم، موتورسیکلت، جاروبرقی یا حتی خندهٔ بلند مهمان‌ها، برای لحظه‌ای مغز او را در حالت هشدار قرار می‌دهد. 

وقتی صدا ناگهانی است، کودک زمان تحلیل ندارد. بزرگسال‌ها ناخودآگاه صدا را در چند میلی‌ثانیه دسته‌بندی می‌کنند، اما کودک این مهارت را ندارد. برای همین یک صدای ساده می‌تواند در ذهن او تبدیل به «اتفاق خطرناک» شود. بسیاری از ترس‌های ماندگار کودکان از صدا، مثل ترس از سشوار، موتور ماشین یا ترکیدن بادکنک، از همین ناتوانی در تشخیص «صداهای امن» شروع می‌شود. این همان اضطراب شنیداری کودک است که والدین معمولا متوجه منشأ آن نمی‌شوند.

راه حل رفع ترس بچه ها از صدای بلند 

اول به کودک بگویید قبل از اینکه صدا را بشنود قرار است چه اتفاقی بیفتد.پیش‌بینی، اضطراب را نصف می‌کند. اگر می‌خواهید جاروبرقی روشن کنید، بگویید: «الان یک صدا میاد، این صدا فقط مال جاروبرقیه.» همین جمله کوتاه به مغز کودک فرصت آماده شدن می‌دهد و اجازه نمی‌دهد ناگهانی بترسد.
دوم یک‌بار از فاصله دور صدای آن وسیله را با کودک تجربه کنید. کودک وقتی منبع صدا را می‌بیند، ترسش به‌شدت کم می‌شود. وقتی بفهمد «صدا از چی میاد»، مغزش دیگر آن را در دسته «ناشناختهٔ خطرناک» نمی‌گذارد و واکنش ترس کمتر می‌شود.

5. علت ترس اطفال از جدا شدن از والدین (علل اضطراب جدایی در کودکان)

کودک وقتی از شما جدا می‌شود فقط شما را از دست نمی‌دهد؛ بلکه سیستم تحلیل و امنیتش را هم از دست می‌دهد. برای او حضور شما مثل یک چراغ راهنماست. نفس‌کشیدنتان، صدای پا، و حتی حرکت دستتان برای کودک علامت‌های ناخودآگاه امنیت‌اند. وقتی این علامت‌ها ناگهان قطع می‌شوند، مغز او وارد حالت هشدار می‌شود و فکر می‌کند: «من تنها شدم و هنوز بلد نیستم این جهان وحشی را مدیریت کنم.» همین ناتوانی، ریشه اصلی اضطراب جدایی کودک است.

این وضعیت ربطی به لوس بودن ندارد. مغز کودک هنوز مهارت تشخیص «امنیت مستقل» را یاد نگرفته. برای همین وقتی شما از اتاق خارج می‌شوید، اتفاقی که برای او می‌افتد این است که همه نشانه‌های آشنای محیط خاموش می‌شوند. سکوت شما، نبود حرکت و نبود حضور فیزیکی‌تان باعث می‌شود کودک احساس کند نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند. و همین ناتوانی در پیش‌بینی، یکی از مهم‌ترین دلایل ترس کودکان از جدا شدن است.

راه حل رفع ترس بچه ها از جدایی

اول چند دقیقه قبل از رفتن، به کودک اطلاع بدهید که قرار است جدا شوید. جمله‌های ساده مثل «من سه دقیقه می‌رم آشپزخونه و برمی‌گردم» برای مغز کودک نقشهٔ راه می‌سازد. کودک وقتی می‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد، کمتر دچار واکنش وحشت‌زده می‌شود.
دوم، یک «اثر حضور» کوچک بگذارید؛ چیزی که به کودک یادآوری کند شما همان اطراف هستید؛ حتی اگر دیده نشوید. این «اثر حضور» می‌تواند صدای ظرف شستن، روشن بودن چراغ راهرو یا یک جملهٔ کوتاه باشد که هر چند دقیقه از همان نزدیکی بگویید: «من اینجام، دارم کارمو می‌کنم.» این نشانه‌های کوچک همان امنیت ازدست‌رفته را برمی‌گردانند و به کودک کمک می‌کنند بدون شما هم احساس کنترل داشته باشد.

جمع‌بندی: چرا بچه‌ها می‌ترسند و ما معمولاً دلیل آن را نمی‌فهمیم؟

واقعیتش این است که بیشتر والدین فکر می‌کنند دلیل ترس بچه‌ها را می‌دانند، اما در ۹۰٪ مواقع از اصل ماجرا دورند. بچه وقتی می‌ترسد دنبال «راه‌حل» نیست؛ دنبال «فهمیدن» است. ترسش همیشه یک پیام مخفی دارد: «مامان، بابا، کمکم کن؛ من هنوز جهان رو نمی‌فهمم.» 

هر ترس در کودکان یک دلیل واقعی پشت خودش دارد. کودک از تاریکی نمی‌ترسد؛ از این می‌ترسد که نمی‌داند اطرافش چه خبر است. او از تنهایی نمی‌ترسد؛ از این می‌ترسد که نشانه‌های امنیت (صدای نفس، حضور، حرکت شما) یک‌باره قطع می‌شود. از صدای بلند نمی‌ترسد؛ از این می‌ترسد که نداند صدا امن است یا خطرناک. از موجودات خیالی نمی‌ترسد؛ از این می‌ترسد که تخیلش تنها بماند و جای خالی اطلاعات را با تصویرهای ترسناک پر کند.

به یاد داشته باشید که کودک فقط از چیزهایی می‌ترسد که نمی‌شناسد یا نمی‌تواند پیش‌بینی کند. وقتی اطلاعاتش کم باشد، ذهنش خودش شروع می‌کند به ساختن توضیح. و اولین توضیحی که می‌سازد، معمولاً ترسناک است. پس هر جا دیدید کودکتان می‌ترسد، دنبال «ساکت‌کردن ترس» نباشید؛ دنبال «فهمیدنِ دلیلش» باشید. وقتی دلیل را پیدا کنید، نصف ترس تمام می‌شود.

نصف دیگرش هم با حضور شما، توضیح دادن، نشان دادن، قابل‌پیش‌بینی کردن و گذاشتن چند نشانهٔ کوچکِ امنیتی حل می‌شود. اگر قرار است فقط یک جمله از کل این مقاله برایتان بماند، همین باشد: کودک از چیزی می‌ترسد که معنی‌اش را نمی‌داند؛ پس شما باید معنی بسازید، نه اینکه ترس را خاموش کنید.

سوالات متداول مادران و پدرها در مورد دلیل ترس کودک

  1. علت اصلی ترس کودکان چیست و چرا معمولاً برداشت ما اشتباه است؟

بیشتر والدین فکر می‌کنند کودکشان از تاریکی، هیولا و موجودات خیالی می‌ترسد. اما حقیقت این است که کودک از «نفهمیدن» می‌ترسد. وقتی نمی‌داند یک صدا از کجا آمد یا چرا اتاق تاریک شد، ذهنش برای پر کردن جای خالی، تصویرهای ترسناک می‌سازد. ترسِ کودک یک پیام پنهان دارد: «کمکم کن بفهمم دنیا چطور کار می‌کند.» اگر این پیام را بفهمیم، نصف ترس همان‌جا آرام می‌شود.

  1. چرا بچه‌ها از تاریکی می‌ترسند؟

کودک از خودِ تاریکی نمی‌ترسد؛ از ندیدن می‌ترسد. وقتی چراغ خاموش است، اطلاعات کمی از محیط می‌گیرد و هر سایه و صدایی بزرگ‌تر و عجیب‌تر به نظر می‌رسد. ذهن کودک برای اینکه این ندانستن را تحمل کند، خودش تصویر می‌سازد؛ و معمولاً اولین تصویر، ترسناک است. ریشه ترس از تاریکی، ناآگاهی است، نه خطر.

  1. دلیل ترس کودکان از موجودات خیالی چیست؟

کودک هنوز مرز دقیق بین «فکر» و «واقعیت» را بلد نیست. یک سایه کوچک برای او می‌تواند تبدیل شود به «چیزی ناشناخته». وقتی نمی‌داند چیست، تخیلش وارد می‌شود و توضیح می‌سازد. اگر تخیل تنها بماند، هیولا می‌سازد. 

  1. چرا کودک از صداهای بلند وحشت می‌کند؟

مغز کودک هنوز آن‌قدر سریع نیست که تشخیص دهد یک صدا خطرناک است یا بی‌خطر. برای همین هر صدای ناگهانی مثل بسته شدن در، صدای موتور، جاروبرقی، خندهٔ بلند ئ… اول او را می‌ترساند. این چند ثانیه تأخیر، همان ترسی است که ما می‌بینیم. یعنی مشکل «صدا» نیست؛ بلکه «ناگهانی بودن» است.

  1. علت ترس از تنها خوابیدن در کودکان چیست؟

وقتی کنار کودک هستید، نفس‌کشیدنتان، حضور و کوچک‌ترین حرکت شما به او احساس امنیت می‌دهد. اما وقتی از اتاق بیرون می‌روید، همه این نشانه‌ها ناگهان ناپدید می‌شود. کودک از «اتاق» نمی‌ترسد؛ از این می‌ترسد که دیگر هیچ نشانه‌ای از حضور شما نیست. مغز او هنوز بلد نیست تنها محیط را بررسی و تحلیل کند، برای همین هر صدا و سایه برایش بزرگ‌تر و ترسناک‌تر به نظر می‌رسد.

  1. چطور بفهمیم ترس کودک طبیعی است یا نیاز به رسیدگی دارد؟

اگر ترس کودک فقط در موقعیت‌های مشخص دیده شود؛ مثلا شب، تاریکی، صداهای خاص یا وقتی از شما جدا می‌شود، معمولا طبیعی است و بخشی از روند رشد مغزش به حساب می‌آید. اما اگر ترسش مدام ادامه پیدا کند، خوابش را به‌هم بزند، جلوی بازی و فعالیتش را بگیرد، یا ببینید هر روز شدیدتر می‌شود، یعنی وقت آن است که دقیق‌تر ببینیم چه چیزی او را نگران کرده و با برگرداندن احساس امنیت، کمکش کنیم دوباره آرام شود.