آموزش نظم به کودک

آموزش نظم به کودک یکی از مهمترین بخش‌های تربیت فرزند است. نظم و انضباط به کودک کمک می‌کند که در امنیت رشد کند، مفهوم مسئولیت را یاد بگیرد و بداند هر رفتاری چه نتیجه ای دارد. وقتی از نظم و انضباط در کودکان حرف می‌زنیم در واقع درباره مجموعه‌ای از قوانین و چارچوب‌ها صحبت می‌کنیم […]

آنچه خواهید خواند...

آموزش نظم به کودک یکی از مهمترین بخش‌های تربیت فرزند است. نظم و انضباط به کودک کمک می‌کند که در امنیت رشد کند، مفهوم مسئولیت را یاد بگیرد و بداند هر رفتاری چه نتیجه ای دارد. وقتی از نظم و انضباط در کودکان حرف می‌زنیم در واقع درباره مجموعه‌ای از قوانین و چارچوب‌ها صحبت می‌کنیم که والدین برای ایجاد امنیت، رشد سالم و احترام در خانه تعریف می‌کنند.

این قوانین اگر درست منتقل شوند همزمان هم از کودک محافظت می‌کنند هم به او اجازه می‌دهند از زندگی و تجربه‌های روزمره لذت ببرد. در سال‌های اخیر اصطلاح انضباط مثبت در حوزه فرزندپروری زیاد شنیده می‌شود.

این نگاه در آموزش نظم به کودک تلاش می‌کند رفتار درست را با روش‌های محترمانه و بدون فریاد تهدید و تحقیر جا بیندازد. هدف این است که کودک در فضایی امن و پر از محبت با مفاهیمی‌ مثل اقتدار، رعایت قانون، مسئولیت پذیری و خودکنترلی آشنا شود نه این که از ترس تنبیه یا تحقیر مطیع باشد.

چرا باید از نظم منفی فاصله بگیریم؟

در بسیاری از خانواده‌ها هنوز هم نظم با فریاد، تهدید و تحقیر اشتباه گرفته می‌شود. در حالی که این رفتارها نمونه روشن انضباط منفی هستند. این نوع برخورد به جای آن که به آموزش نظم به کودک کمک کند احساس ناامنی و ترس را بالا می‌برد. وقتی کودک در فضای فریاد و تهدید بزرگ می‌شود به جای یادگیری احترام، مسئولیت و قانون بیشتر با اضطراب، خشم و بی اعتمادی روبه رو می‌شود.

در مقابل بعضی والدین آن قدر از تکرار این تجربه‌ها می‌ترسند که به سمت افراط دیگر یعنی سبک تربیتی سهل‌گیرانه می‌روند. نتیجه آن است که کودک نه با مرز روشن آشنا می‌شود نه با اقتدار سالم والد مواجه می‌شود.

این کودکان اغلب کم اطاعت هستند، کار خودشان را می‌کنند، کنترل کمی‌دارند، در برابر ناکامی‌ تحمل پایین نشان می‌دهند و حتی ممکن است در خانه و مدرسه رفتار پرخاشگرانه داشته باشند. پس برای نظم و انضباط در کودکان باید راهی بین این دو افراط یعنی خشونت و سهل‌گیرانه بودن پیدا شود.

رفتارهای والدین با سبک تربیتی سهل‌گیرانه

وقتی از سبک تربیتی سهل‌گیرانه صحبت می‌شود منظور والدینی است که به راحتی تسلیم خواسته‌های کودک می‌شوند. این والدین از بیرون شاید بسیار مهربان و حامی‌به نظر برسند اما در عمل به آموزش نظم به کودک کمک نمی‌کنند.

آن‌ها کنترل کمی ‌روی رفتار کودک دارند و آزادی کامل به او می‌دهند، بدون آن که مرز و قانون مشخصی تعریف کنند. در نتیجه کودک یاد نمی‌گیرد چه رفتاری درست است و چه رفتاری پیامد دارد.

والدینی که همیشه موانع را از جلوی پای کودک برمی‌دارند به جای آن که به او یاد بدهند با سختی‌ها روبه رو شود در اختلاف‌ها هم معمولا حق را به کودک می‌دهند و او را برنده نهایی می‌کنند. قوانین مشخصی در خانه ندارند، کودک بدون چارچوب رفتاری بزرگ می‌شود و در مدرسه هم ممکن است دچار مشکل شود.

این والدین در عمل از کودک مسئولیت زیادی نمی‌خواهند. همه این موارد باعث می‌شود تربیت کودک منظم دشوار شود و کودک در برابر قانون و مسئولیت مقاومت نشان دهد.

انتظارات کودکی خود را از کودکان خود نداشتن

بسیاری از والدین سهل‌گیرانه خودشان در کودکی با سبک تربیتی بسیار سختگیر و اقتدارگرایانه بزرگ شده‌اند. آن‌ها از این تجربه رنج برده‌اند و حالا تصمیم گرفته‌اند دقیقا برعکس عمل کنند. ترس از تکرار همان شیوه باعث می‌شود هر نوع قاطعیت را با خشونت اشتباه بگیرند. برای همین در آموزش نظم به کودک از هر نوع حد و مرز روشن دوری می‌کنند.

مشکل این جا است که این والدین به کودک تقریبا هرچه می‌خواهد می‌دهند بدون آن که توقع متناسبی از او داشته باشند. آن‌ها می‌ترسند اگر قاطع باشند کودک آسیب ببیند یا رابطه شان خراب شود. نتیجه آن است که حد و قانون جدی برای رفتار کودک گذاشته نمی‌شود و والدین از هر نوع تعارض می‌گریزند.

در این خانواده‌ها معمولا پیوند عاطفی خوب است و ابراز محبت به شکل مناسبی وجود دارد. یعنی عشق و صمیمیت هست اما نظم و انضباط در کودکان به شکل سالم شکل نمی‌گیرد چون ساختار و حدود کافی تعریف نشده است.

چطور آزادی بدهیم و همزمان حد بگذاریم تا نظم کودک حفظ شود؟

یکی از نکته‌های مهم در آموزش نظم به کودک این است که بدانیم حد گذاشتن به معنی محدود کردن هویت و علاقه‌های کودک نیست. حدودی که تعریف می‌کنیم نباید وجود کودک را محدود کنند بلکه باید رفتار نامناسب او را سامان دهند. کودک باید فرصت داشته باشد خودش را کشف کند اما نیاز دارد یاد بگیرد چگونه رفتار خود را مدیریت کند.

برای روشن شدن موضوع مثال توپ در رستوران مطرح می‌شود. ممکن است کودک عاشق فوتبال باشد و با توپ بازی کردن بخش مهمی ‌از شادی او را تشکیل دهد. اما در رستوران اجازه نداریم توپ بازی کنیم چون ممکن است به وسایل آسیب بزند یا مزاحم دیگران شود.

وقتی این موضوع را برای کودک توضیح می‌دهیم در حقیقت نمی‌گوییم علاقه فوتبالی او بد است بلکه پیامد رفتار او را در یک موقعیت خاص توضیح می‌دهیم. این نگاه در انضباط مثبت به کودک یاد می‌دهد که رفتار خود را با شرایط تطبیق دهد به دیگران و محیط احترام بگذارد و بداند هر عمل او نتیجه ای در دنیای اطراف دارد.

چگونه تعادل در شکل‌گیری نظم به کودک را پیدا کنیم؟

نظم مثبت تعادلی بین محبت، احترام و قوانین روشن ایجاد می‌کند. در این نگاه نه خبری از خشونت و تحقیر است و نه از بی قاعدگی مطلق که آزاردهنده باشد. والدین سعی می‌کنند هم مهربان و نزدیک بمانند و هم چارچوب رفتاری سالمی‌ بسازند. این تعادل قلب آموزش نظم به کودک است اما پیدا کردن آن همیشه ساده نیست و بسیاری از والدین در عمل دچار خستگی و تردید می‌شوند.

جمله‌هایی مثل این که قوانین مرا از فرزندم دور می‌کند یا اگر چیزی نگویم همه آرام‌تر هستیم یا فقط برای آن که جیغ و گریه نکند تسلیم می‌شوم. این جملات نشان می‌دهد که والدین از تکرار خواسته‌ها خسته می‌شوند و گاهی ترجیح می‌دهند برای آرامش لحظه‌ای از نظم و انضباط در کودکان دست بکشند.

اما همینجا اهمیت پیدا کردن تعادل مشخص می‌شود. بدون حد و قانون کودک مسیر روشنی برای رفتار ندارد و خود والدین هم در بلندمدت احساس فرسودگی بیشتری خواهند داشت.

چگونه بدون فرسودگی آموزش نظم به کودک را اجرا کنیم؟

برای اجرای مؤثر انضباط مثبت و جلوگیری از فرسودگی والدین ابتدا رفتار مورد انتظار را برای کودک دقیق و ساده تعریف کنیم. به جای جملات کلی باید واضح بگوییم چه می‌خواهیم.

مثلا این که وقتی بازی تمام شد می‌خواهم وسایل را برداری و هر چیز را در جای خودش بگذاری. اگر لازم است محل قرار گرفتن هر وسیله را هم به کودک نشان دهیم. این شفافیت بخش مهمی ‌از آموزش نظم به کودک است چون کودک دقیقا می‌فهمد از او چه می‌خواهیم.

همزمان باید هم قاطع و هم تا حدی انعطاف پذیر باشیم. قاطعیت یعنی این که یک حد امروز معتبر باشد و فردا هم به همان شکل رعایت شود. حد و قانون نباید هر روز تغییر کند؛ حد در واقع یک ارزش و چارچوب رفتاری است.

وقتی والدین هر بار پیام متفاوتی می‌دهند کودک نمی‌داند چه چیزی واقعا مهم است. پس برای تربیت کودک منظم لازم است پیام ما درباره قوانین پایدار و قابل پیش بینی باشد در عین حال شرایط و موقعیت‌های خاص را هم در نظر بگیریم که در بخش بعدی درباره آن صحبت می‌شود.

انعطاف در آموزش نظم به کودک

در آموزش نظم به کودک باید بدانیم که قوانین لازم هستند اما شکل اجرای آن‌ها می‌تواند بر اساس سن، توانایی و ویژگی‌های هر کودک تنظیم شود. بهتر است انتظار خود را با مرحله رشد کودک هماهنگ کنیم.

اگر قانون این است که هنگام غذا خوردن از سر میز بلند نشویم این هدف اصلی است اما در مسیر رسیدن به آن ممکن است نیاز به مراحل میانی داشته باشیم.

برخی کودکان ذاتا آرام تر هستند و رعایت این حد برای آن‌ها آسان‌تر است اما برخی دیگر پرتحرک و فعال‌اند و نشستن طولانی برایشان سخت‌تر است. با شناخت این تفاوت‌ها می‌توانیم اجرای نظم و انضباط در کودکان را واقع بینانه‌تر تنظیم کنیم.

این انعطاف به معنی حذف حد نیست بلکه به معنی تنظیم مسیر یادگیری است تا هم کودک فرصت تمرین پیدا کند هم والدین فشار غیرواقعی به خود و فرزند وارد نکنند.

چرا نباید دستورهای زیادی به کودک بدهیم؟

در این قسمت به اشتباهاتی اشاره می‌کنیم که بسیاری از والدین انجام می‌دهند. آن‌ها وقتی وارد خانه می‌شوند پشت سر هم دستور می‌دهند. کفشت را دربیاور، کتت را آویزان کن، کیف را خالی کن، آن را سر جایش بگذار، بعد بازی اتاق را مرتب کن بعد برو سر تکلیف، بعد کمی‌کتاب بخوان، امروز هم خبری از تبلت نیست، موهایت را بشوی و ناخنت را کوتاه کن. این حجم از پیام در چند دقیقه برای کودک بسیار سنگین است و آموزش نظم به کودک را دشوار می‌کند.

معمولا بعد از دستور دوم ذهن کودک عملا از گفت وگو جدا می‌شود. یعنی ما فکر می‌کنیم در حال تربیت کودک منظم هستیم اما در عمل او دیگر ما را دنبال نمی‌کند. همین مسأله باعث می‌شود والدین تصور کنند کودک عمدا مخالفت می‌کند در حالی که مشکل اصلی شیوه انتقال پیام است.

تقسیم کردن خواسته‌ها در زمان‌های کوتاه‌تر و تمرکز بر چند قانون اصلی در هر لحظه به نظم و انضباط در کودکان کمک بیشتری می‌کند.

تاثیر ارتباط مهربان و مثبت با کودک روی نظم کودکان

لحن مهربان نزدیک و مثبت در آموزش نظم به کودک نقش اساسی دارد. اگر با کودک با محبت و احترام حرف بزنیم او هم معمولا پاسخ مشابهی می‌دهد. این موضوع حتی در موقعیت‌هایی که می‌خواهیم رفتار نادرست را اصلاح کنیم اهمیت دارد. به جای برچسب زدن می‌توانیم توصیف محترمانه‌ای از رفتار درست ارائه دهیم.

بیایید دو نوع رفتار از یک مثال را بررسی کنیم. یکی این که اینجا نباید داد بزنی یا تو همیشه داد می‌زنی زود خفه شو. دیگری این که اینجا باید آرام حرف بزنیم عزیزم وگرنه ممکن است مزاحم دیگران شویم. هر دو جمله یک پیام دارند اما تأثیرشان متفاوت است.

نوع دوم با روح انضباط مثبت هماهنگ است. کودک را تحقیر نمی‌کند بلکه در عین مهربانی حدود را یادآوری می‌کند. این روش هم به تقویت عزت نفس کودک کمک می‌کند و هم اجرای نظم و انضباط در کودکان را ساده‌تر می‌کند چون کودک احساس می‌کند دیده و محترم شمرده می‌شود.

توضیح دادن معنای حد و قانون به کودک

آخرین نکته این است که حد و قانون نباید به شکل این جوری است چون من می‌گویم معرفی شود. در آموزش نظم به کودک بهتر است همیشه توضیح دهیم که هر قانون چه معنایی دارد و چگونه به رفاه خانواده و جامعه کمک می‌کند. با این کار کودک درک عمیق تری پیدا می‌کند و قوانین را نه از ترس تنبیه بلکه از روی فهم و احترام رعایت می‌کند.

مثال مربوط به زمان غذا نشان می‌دهد چطور می‌توان این کار را انجام داد. می‌توان توضیح داد که وقت غذا فرصتی است برای شنیدن حرف‌های همدیگر و گفت وگو درباره روزمان که همواره باید برقرار باشد. اگر هرکس بلند شود و جداگانه مشغول شود نه می‌توانیم حرف همدیگر را خوب بشنویم نه فضای احترام شکل می‌گیرد.

همان طور که تو دوست داری وقتی حرف می‌زنی دیگران گوش دهند دیگران هم همین نیاز را دارند. این توضیح ساده ارزش احترام و توجه را در ذهن کودک ثبت می‌کند و به تربیت کودک منظم و آگاه کمک می‌کند. در نتیجه آموزش نظم به کودک به فرآیندی تبدیل می‌شود که در آن کودک احساس می‌کند بخشی از یک رابطه محترمانه و منصفانه است نه گیر افتاده در مجموعه ای از باید و نبایدهای بی دلیل می‌آورد.

نتیجه‌گیری

می توان گفت آموزش نظم به کودک یعنی پیدا کردن تعادل بین محبت و قاطعیت که این مسئله در تربیت کودک بسیار موثر است. نه انضباط خشن و پر از فریاد جواب می دهد نه سبک کاملا آزاد و سهل‌انگارانه که در آن هیچ حد و قانونی وجود ندارد. کودک برای رشد سالم به عشق و امنیت عاطفی نیاز دارد و در کنار آن به مرزهای روشن تا بداند چه رفتاری قابل قبول است و هر رفتار چه پیامدی دارد.

وقتی والدین با لحن مهربان قوانین را توضیح می‌دهند دلیل هر حد را برای او روشن می کنند و در اجرا هم ثابت قدم می‌مانند در واقع در حال ساختن پایه‌های نظم و انضباط در کودکان به شکل مثبت و پایدار هستند.