چطور با کودک درونگرا رفتار‌کنیم؟

در این مقاله به این موضوع می‌پردازیم و 14 نکته به شما برای مدیریت بهتر درونگرایی در کودکان و فرزندتان را به شما می‌گوییم تا بتوانید این کار را به خوبی انجام دهید. البته قبل از آن به نشانه‌های درونگرایی در کودکان نیز خواهیم پرداخت. پس همراه ما باشید. 7 نشانه درونگرایی در کودکان چیست؟ […]

آنچه خواهید خواند...

در این مقاله به این موضوع می‌پردازیم و 14 نکته به شما برای مدیریت بهتر درونگرایی در کودکان و فرزندتان را به شما می‌گوییم تا بتوانید این کار را به خوبی انجام دهید. البته قبل از آن به نشانه‌های درونگرایی در کودکان نیز خواهیم پرداخت. پس همراه ما باشید.

7 نشانه درونگرایی در کودکان چیست؟

۱. کودکان درونگرا زندگی درونی عمیق و پر جنب و جوشی دارند!

دنیای درونی خصوصی آن‌ها، شامل افکار و احساسات، برایشان بسیار زنده است. کودکان درونگرا به این دنیای درونی و ایده‌های خودشان وابسته هستند تا در تصمیم‌گیری به آن‌ها کمک کند، به جای اینکه همیشه به دنبال تأیید یا کمک دیگران باشند.

به دلیل همین دنیای درونی، کودکان درونگرا دوست دارند بازی تخیلی انجام دهند و تنها باشند. اغلب کودک درونگرا را در اتاق‌هایشان یا مکان‌های خلوت، در حال انجام کارهایی مانند مطالعه، نقاشی یا بازی با کامپیوتر خواهید دید.

با این حال، این دنیای درونی عمیق گاهی اوقات می‌تواند باعث شود که احساس کنند از سایر بچه‌ها جدا افتاده‌اند. ممکن است به دلیل داشتن دوستان خیالی یا تمایل به گذراندن وقت به تنهایی، مانند تنها نشستن در زنگ تفریح، «عجیب و غریب» نامیده شوند. به همین دلیل است که برای والدین مهم است که به کودکان درونگرا کمک کنند تا ببینند درونگرایی آنها در واقع یک نقطه قوت است.

۲. آنها کنجکاو هستند و با جنبه‌های عمیق‌تر زندگی درگیر می‌شوند!

بچه‌های درونگرا ممکن است ساکت باشند، اما در مورد جهان بسیار کنجکاو هستند. آن‌ها اغلب سوالات بزرگی در مورد نحوه کار چیزها، دلیل وجود آنها یا معنای واقعی چیزها می‌پرسند. کودکان درونگرا می‌توانند بزرگسالان را با خلاقیت و مهارت‌های حل مسئله خود شگفت‌زده کنند و خردی را نشان دهند که فراتر از سنشان به نظر می‌رسد. حتی در سنین پایین، بسیاری از بچه‌های درونگرا این توانایی را دارند که در مورد رفتار خود تأمل کنند، کاری که همه کودکان نمی‌توانند انجام دهند.

۳. آن‌ها ابتدا مشاهده و بعداً عمل می‌کنند!

بچه‌های درونگرا اغلب در گروه‌ها یا جمعیت‌ها در حاشیه می‌مانند، درست مانند بزرگسالان درونگرا در مهمانی‌های بزرگ. ممکن است از پیوستن به جمع خجالتی به نظر برسند، اما همیشه به این دلیل نیست که می‌ترسند. درونگراها، حتی بزرگسالان، دوست دارند قبل از اقدام، به خصوص در موقعیت‌های اجتماعی، همه چیز را به طور کامل بررسی کنند. ممکن است بچه‌های درونگرا را ببینید که در خانه، جایی که احساس امنیت و راحتی می‌کنند، گشاده‌رو، پرحرف، خنده‌دار و بازیگوش هستند.

۴. کودکان درونگرا بر اساس ارزش‌های خود تصمیم می‌گیرند، نه فقط بر اساس آنچه محبوب است!

بچه‌های درونگرا اغلب عمیق فکر و احساس می‌کنند، به این معنی که معمولاً بر اساس ایده‌ها و ارزش‌های خودشان انتخاب می‌کنند، نه فقط به این دلیل که چیزی محبوب است. آنها ممکن است کارها را به روش خودشان انجام دهند، موسیقی، لباس، برنامه‌های تلویزیونی و سرگرمی‌هایی را که واقعاً دوست دارند انتخاب کنند، نه فقط آنچه دیگران فکر می‌کنند جالب است. این ممکن است گاهی اوقات آن‌ها را از بچه‌های دیگر متفاوت کند، اما همچنین خوب است زیرا به این معنی است که کمتر احتمال دارد کورکورانه از دیگران پیروی کنند. این کودکان کارهایی را فقط برای اینکه با دیگران هماهنگ شوند انجام نمی‌دهند.

5. زمان می‌برد تا شخصیت واقعی آن‌ها آشکار شود!

درست مانند بزرگسالان درونگرا، بچه‌های درونگرا شخصیت واقعی خود را فوراً نشان نمی‌دهند. در ابتدا، ممکن است هنگام ملاقات با فرد جدید ساکت باشند و خودشان را نگه دارند. اما هرچه با آن شخص راحت‌تر می‌شوند، بیشتر شروع به باز شدن می‌کنند. آن‌ها دوست دارند مکالمات معناداری داشته باشند تا خود یا دیگران را بهتر درک کنند. این کودکان علاقه‌مند به شناخت عمیق مردم هستند. این کودکان اغلب سعی می‌کنند بفهمند که چرا مردم کاری را که انجام می‌دهند انجام می‌دهند.

بچه‌های درونگرا معمولاً در گوش دادن خوب هستند. آن‌ها توجه می‌کنند و آنچه دیگران می‌گویند را به خاطر می‌سپارند. با این حال، ممکن است از گپ زدن خوششان نیاید و اگر موضوع این کودکان را جذب نکند، علاقه خود را از دست بدهند. آن‌ها ممکن است آرام صحبت کنند، برای یافتن کلمات مناسب مکث کنند و اگر کسی حرفشان را قطع کند، ممکن است صحبت خود را متوقف کنند. کودکان درونگرا ممکن است هنگام صحبت کردن به جای دیگری نگاه کنند، زیرا فکر می‌کنند، اما هنگام گوش دادن ارتباط چشمی برقرار می‌کنند.

۶. آن‌ها ممکن است در محیط‌های گروهی، مانند مدارس و مهدکودک‌ها، با مشکل مواجه شوند!

در سال‌های اخیر، برون‌گرا و قاطع بودن اغلب به عنوان بهترین راه برای بودن تلقی می‌شود. مردم اغلب افرادی را که اجتماعی هستند و بر محبوبیت و دستیابی به چیزهایی که دیگران می‌توانند ببینند تمرکز می‌کنند، ستایش می‌کنند، نه آن‌هایی که  به تفکر آرام و انتخاب‌های دقیق بها بدهند.

این ترجیح برون‌گرایی در تمام مکان‌هایی که کودکان درونگرا می‌روند، از مهدکودک و پیش‌دبستانی گرفته تا دانشگاه، خود را نشان می‌دهد. امروزه، بچه‌ها از سنین پایین‌تر شروع به گذراندن وقت در مهدکودک‌ها و پیش‌دبستانی‌ها می‌کنند. وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، ممکن است ۶ تا ۷ ساعت در روز در یک کلاس با حدود ۳۰ کودک دیگر باشند و دائماً کارهای گروهی و اجتماعی انجام دهند.

این محیط‌ها می‌توانند برای بچه‌های درونگرا چالش‌برانگیز باشند. آن‌ها ممکن است در سنین پایین در خانه یا در گروه‌های کوچک بهتر عمل کنند و با افزایش سن، به تدریج در گروه‌های بزرگتر احساس راحتی بیشتری داشته باشند.

۷. بچه‌های درونگرا به طور متفاوتی از بچه‌های برونگرا معاشرت می‌کنند!

بچه‌های درونگرا معمولاً به دنبال ارتباطات عمیق در دوستی‌ها هستند، بنابراین ممکن است فقط یک یا دو دوست صمیمی داشته باشند و دیگران را فقط به عنوان آشنا ببینند. آن‌ها به اندازه بچه‌های برونگرا وقت خود را با دوستانشان نمی‌گذرانند و برای بازیابی انرژی خود به زمان تنهایی نیاز دارند.

اگر یک کودک درونگرا دچار فروپاشی عصبی شود، ناراحت به نظر برسد یا در خواب مشکل داشته باشد، ممکن است به این دلیل باشد که بیش از حد تحریک شده است.  اگر شما برونگرا هستید، ممکن است برای شما عجیب به نظر برسد که فرزند درونگرای شما بعد از رویدادهای اجتماعی نیاز به تنها بودن دارد. اما به یاد داشته باشید، در حالی که معاشرت با دیگران به برونگراها انرژی می‌دهد، بچه‌های درونگرا بعد از چیزهایی مانند جشن تولد، قرارهای بازی یا حتی فقط یک روز معمولی در مدرسه به کمی آرامش نیاز دارند.

14 کار مهم برای مدیریت بهتر درونگرایی در کودکان

1. کم‌رویی را به عنوان یک نقص شخصیتی نبینید!

 اکثر کودکان خجالتی صرفاً درونگرا هستند و درونگرایی مشکلی نیست که نیاز به اصلاح داشته باشد. در عوض، پذیرش شخصیت آن‌ها و دیدن نکات مثبت (درونگراها اغلب دارای همدلی و شهود بالا، تخیل قوی و ذهن تحلیلی هستند) برای کودک بسیار آسان‌تر  و سالم‌تر است. درونگراها همچنین معمولاً شنوندگان خوبی هستند و اغلب با رشد خود تمرکز زیادی دارند.

2. نظریه دلبستگی را درک کنید!

برای اینکه کودکان برای کشف جهان و هر کسی که در آن است احساس امنیت کنند، ابتدا به دلبستگی قوی به والدین خود نیاز دارند که به عنوان پایگاه امن آن‌ها به حساب می‌آیند.  وقتی دنیا بیش از حد شلوغ می‌شود، کودکان باید بتوانند به والیدین بازگردند، والدین افرادی باشند که به آن‌ها احساس امنیت و حمایت بدهد. این کار باعث می‌شود تا اضطراب کودکان از بین برود و انگیزه لازم برای بیرون رفتن و کشف دوباره را داشته باشند. کودک خجالتی که به والدین خود «می‌چسبد» سعی دارد تا انرژی لازم برای ورود دوباره به جهان بیرون و امنیت را با این کار تامین کند.

3. بپذیرید که نمی‌توانید با وادار کردن کودک به انجام کارهایی که نمی‌خواهد انجام دهد، خجالت را از او دور کنید!

 مجبور کردن (هر چقدر هم که با نیت خیر باشد) یک کودک خجالتی برای رفتن و صحبت با دیگران، شرکت در بازی، سفارش غذای خودش یا پرداخت در فروشگاه، باعث نمی‌شود که او کمتر خجالتی باشد. در عوض، غرق کردن او در معرض چیزهای جدید، احتمالاً اوضاع را بدتر می‌کند و اضطراب اجتماعی را افزایش می‌دهد. اگر کودک به اندازه کافی اعتماد به نفس دارد، به او فرصت دهید تا به تنهایی کارهایش را انجام دهد، اما اگر اوضاع خوب پیش نرفت، برای حمایت از او در کنارش باشید (و هرگز او را تحت فشار قرار ندهید).

4. به خصوص در موقعیت‌های اجتماعی، تمرکز خود را روی تلاش بگذارید، نه نتیجه!

 به جای تشویق و کف زدن وقتی که آن‌ها موفق می‌شوند با کسی صحبت کنند، یا خود را در کانون توجه قرار دهند، روی لحظات کوچکی که شجاع بوده‌اند تمرکز کنید، صرف نظر از اینکه موفق شده‌اند یا نه. زمانی که آن‌ها دست خود را بالا می‌برند وقتی کسی سوالی می‌پرسد، اما قبل از اینکه برای پاسخ دادن انتخاب شوند، دوباره آن را پایین می‌آورند، به همان اندازه  زمان صحبت در جلوی یک اتاق پر ارزشمند است.

5. مطمئن شوید که کودکان می‌دانند که شما آن‌ها را بدون قید و شرط دوست دارید!

صرف نظر از اینکه چگونه با دیگران معاشرت می‌کنند. کودکان خجالتی می‌توانند با عزت نفس خود مشکل داشته باشند، بنابراین باید بدانید که شما فکر می‌کنید آن‌ها فوق‌العاده هستند. تفاوت بین درونگراها و برونگراها را برای کودکان توضیح دهید و به کودکان درونگرا کمک کنید تا درک کنند که انواع شخصیت‌ها در جهان وجود دارد و هیچ یک از آن‌ها اشتباه یا نامطلوب نیستند.

6. اگر دیگران آن‌ها را به خاطر خجالتی بودنشان مسخره یا سرزنش می‌کنند، از کودک حمایت و اعتراض خود را ابراز کنید!

دفعه‌ی بعد که یک غریبه می‌گوید «چی شده؟ خجالت می‌کشی؟» بگویید «الان حس حرف زدن ندارد، همه ما چنین روزهایی داریم» و به راه خودتان ادامه دهید. آن لحظات کوچک که فرزندتان احساس می‌کند شما او را درک کردید و از او محافظت می‌کنید، در آینده تفاوت بزرگی ایجاد خواهد کرد.

7. به موقعیت‌های اجتماعی و نحوه‌ی کنار آمدن فرزندتان با آن‌ها توجه داشته باشید!

به موقعیت‌های اجتماعی و نحوه‌ی کنار آمدن فرزندتان با آن‌ها توجه داشته باشیداما به خاطر اضطراب‌ها و ترس‌های خودتان، او را از رفتن به جمع باز ندارید. اگر فرزندتان می‌گوید که دوست دارد به یک گروه یا رویداد برود، صرف نظر از هرگونه نگرانی که ممکن است در مورد نحوه‌ی کنار آمدن او با اجتماع داشته باشید، خواستش را بپذیرید. کودکان می‌توانند به خوبی خلاف این را به شما ثابت کنند!

8. به فرزندتان با برخی از تکنیک‌های مدیریت استرس و اضطراب برای کنترل درونگرایی در کودکان کمک کنید!

اگر در موقعیت‌های اجتناب‌ناپذیر اضطراب‌آور قرار گرفت، چیزی برای کمک به او داشته باشد. یک تکنیک ساده‌ی تنفس، تجسم یا اسباب‌بازی ویولن (حتی یک کش مو روی مچ دستش برای بازی کردن) واقعاً می‌تواند کمک کند.

9. داستان‌هایی از دوران کودکی‌تان به عنوان یک درونگرا تعریف کنید!

داستان‌های خنده‌دار، داستان‌های غم‌انگیز، داستان‌های عجیب و غریب از خودتان به عنوان درون‌گرا تعریف کنید و احساسات خودتان را بروز دهید. بچه‌های شما باید بشنوند که زندگی می‌تواند ترکیبی از احساسات باشد و چه راهی بهتر از شنیدن داستان‌هایی از والدینشان، به خصوص اگر والدینشان درونگرا هم باشند.

استفاده از داستان‌های زندگی شما می‌تواند به فرزندان درونگرای شما کمک کند تا وقایعی را که ممکن است در زندگی‌شان اتفاق بیفتد، درک کنند.

10. به آن‌ها فضا بدهید تا کارها را به روش خودشان انجام دهند!

اولین غریزه شما به عنوان یک والد باید این باشد که وقتی اوضاع طبق برنامه پیش نمی‌رود، مداخله کنید و فرزندان درون‌گرای خودتان را نجات دهید. این مداخله می‌تواند چیزی به سادگی صحبت کردن از طرف آن‌ها در مورد یک سناریوی پیچیده‌تر، مانند حل مشکل با یک دوست، باشد.

تصور کنید دخترتان اسکیت‌باز است و برخلاف رابطه خوبش با مربی اسکیت، اما خیلی با این شخص تعامل ندارد. معمولاً بعد از تمرین، دختر شما در مورد مسائلی که باید با مربی‌اش در میان می‌گذارد، با شما درددل می‌کند. در این لحظه اولین فکری که به ذهنتان می‌رسد این خواهد بود که مداخله کنید و از طرف او با مربی‌اش صحبت کنید تا شاید بتوانید این رابطه را بهبود دهید؛ اما واقعاً در مورد چه چیزی می‌خواهید این کار را انجام دهید؟  باید بدانید هیچ مسئله فوری وجود ندارد که نیاز به رسیدگی و صحبت با مربی داشته باشد، وجود ندارد.

باید متوجه باشید که دختر درونگرای شما رابطه منحصر به فرد خودش را با مربی اسکیتش و روش ارتباطی خودش دارد. او قرار نیست با این فرد صاحب قدرت، رابطه‌ای برون‌گرا و رک داشته باشد، زیرا این روش او نیست. در عوض، باید بدانید صحبت کردن با دخترتان در مورد مشکلاتشان و سناریوهای احتمالی یک موقعیت، در حالی که به آن‌ها اجازه تصمیم‌گیری می‌دهد، نتیجه بهتری خواهد داشت.

 در این مورد، صحبت کردن دخترتان با شما در مورد تمرین، فقط یک تخلیه احساسات عادی بود و او نیازی ندارد که شما در رابطه شاگرد/مربی‌اش دخالت کنید.

11. کودک را مجبور به تعامل نکنید!

کودک را مجبور به تعامل نکنید. به طور قطع شما دوست دارید که فرزندانتان تا حد امکان «عادی» باشد؛ زیرا این کار آسان‌تر است.

فرض کنید در یک فروشگاه شلوغ هستید که معلم ابتدایی دخترتان در راهروی کناری دیده می‌شود. با تردید تماس چشمی برقرار می‌شود و شما پیشنهاد می‌کنید که دخترتان به سمت معلمش برود و او را بغل کند! به این کار بسیار اشتباه است. زیرا کودک را مجبور به تعامل با دیگری کرده‌اید و این حس اضطراب به او می‌دهد.

در این مواقع بهتر است که به کودک فرصت دهید تا تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد به طرف فرد برود یا نه. اگر تصمیم به ترفتن گرفت، شما باید به این تصمیم احترام بگذارید و از آن فرد عبور کنید تا کودک درون‌گرا حس خجالت یا اضطراب پیدا کنید.

12. مسائل را به خودتان نگیرید!

احتمالا شما می‌دانید که برون‌گراها عاشق دوستی‌های عالی از نظر کیفیت و کمیت هستند  و وقتی بچه‌دار شوند، نمی‌توانند جلوی خودشان را بگیرند و تصور کنند که نزدیک‌ترین دوست فرزند خودشان می‌شوند، کودک همیشه با آن‌ها وقت می‌گذرانند و ساعت‌ها با هم بازی می‌کنند. برای یک والد برون‌گرا با یک کودک درون‌گرا، این اوضاع قابل درک نیست و شاید کمی بغرنج نیز به نظر برسد.

فرزند درون‌گرای شما به زمان‌های آرام، ساکت و تنهایی نیاز دارد،  البته میزان این نوع از زمان‌ها زیاد باشد. آن‌ها اغلب از تنهایی خود خوشحال هستند، در گوشه‌ای کتاب می‌خوانند یا با عروسک‌هایشان بازی می‌کنند. مهم است که والد برون‌گرا نیاز کودک به زمان تنهایی را به عنوان یک طرد شخصی تلقی نکند، بلکه آن را به عنوان رفتار طبیعی فرزند خود در نظر بگیرد.

13. برای کنترل درونگرایی در کودکان وارد دنیای آن‌ها شوید!

مهم است که والدین برونگرا، فرزند درونگرای خود را زیاد تنها نگذارند. اما به جای اینکه انتظار داشته باشند که کودک به سمت آن‌ها بیاید و سر صحبت یا بازی را با والد باز کند، بهتر است  والد این کار را انجام دهد و سعی کند تا وارد دنیای او گردد.

اگر آنها عاشق کتاب هستند، سعی کنید زمانی را برای خواندن با صدای بلند با کودک درون‌گراشروع کنید. اگر از بودن در فضای باز لذت می‌برند، آن‌ها را به پیاده‌روی ببرید (و اگر ترجیح می‌دهند بیشتر ساکت باشند، بگذارید این کار را بکنند). اگر دوست دارند کارهای هنری خود را تمرین کنند، از کودک بخواهید تا با هم در حیاط خلوت نقاشی کنید. پیوستن به آن‌ها در دنیایشان باعث می‌شود که کودک بارها و بارها شما را به داخل دنیای خود دعوت کنند.

14. به کودک خود کمک کنید تا نقاط قوت خود را کشف کنند!

این موضوع بر کسی پوشیده نیست که کودکان درونگرا به راحتی می‌توانند احساس کنند که مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند و گویی عدم برونگرایی آن‌ها نوعی نقص است. و اگرچه هر درونگرایی می‌تواند و باید هنر ارتباط برقرار کردن، شروع گفتگو و دوست‌یابی را بیاموزد، اما ضروری است که به آن‌ها آموخته شود نقاط قوت منحصر به فرد و ذاتی خود را درک کنند. این توانایی می‌تواند توانایی آنها در مشاهده و درک دیگران باشد یا حس قوی همدلی، یا فصاحت باورنکردنی که هنگام صحبت کردن از خود نشان می‌دهند، به حساب بیایید.

15. موهبت‌های درونگرایی در کودکان را برجسته کنید!

استعدادهای درونگرایی شامل خلاقیت، تیزبینی، وفاداری، تخیل بارور، وسعت علایق، تفکر عمیق، مهارت‌های شنیداری قوی، درون‌نگری، توانایی تمرکز و کنجکاوی است. هیچ دو درونگرایی دقیقاً شبیه هم نیستند. فرزند درونگرای شما ممکن است ترکیبی از این استعدادها و همچنین استعدادهای دیگری را که در اینجا ذکر نشده است، داشته باشد.

16. آن‌ها را به تعامل تشویق کنید

گذراندن وقت زیاد در تنهایی می‌تواند منجر به احساس انزوا، تنهایی و افسردگی شود. از اجبار یا فشار آوردن به کودک یا نوجوان درونگرا برای ثبت نام در فعالیت‌ها خودداری کنید. در عوض، آن‌ها را تشویق کنید تا علایق خود را پیدا کرده و دنبال کنند. شاید آنها یک دوست صمیمی داشته باشند که در کاری شرکت می‌کند که ممکن است دوست داشته باشد آن را امتحان کند؟ ممکن است فرزند درونگرای شما اعتماد به نفس نداشته باشد. به آن‌ها کمک کنید تا مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت کنند.

درونگرایی در کودکان؛ فرصت و تهدید به صورت همزمان

درونگرایی در کودکان می‌تواند به صورت همزمان فرصت و تهدید باشد که به نوع مدیریت و نوع رفتارتان بر می‌گردد. اگر 14 نکته‌ گفته شده را رعایت کنید می‌توانید از درونگرایی در کودکان به عنوان فرصت بهره ببرید، او را بهتر درک کنید و مدیریت کودک درونگرا را بهتر انجام دهید.

سوالات متداول

چه عواملی باعث درونگرا شدن کودک می‌شود؟

تحقیقات نشان می‌دهد که یک مبنای بیولوژیکی قوی برای جایی که افراد در طیف درونگرایی-برونگرایی قرار می‌گیرند، وجود دارد.

آیا درونگرایی نوعی اوتیسم است؟

نه، درونگرایی نوعی اوتیسم نیست.

آیا درونگراها ضریب هوشی بالاتری دارند؟

نه، درونگرایی و ضریب هوشی بالاتر ارتباط مستقیمی با هم ندارند.